|
بسم رب الشهدا
ما می ریم کرب و بلا باز هم محرم شد و دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست قاسم و لیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست
فرا رسیدن ماه محرم حسینی را محضر با سعادت امام زمان و عاشقان آن حضرت تسلیت عرض میکنم
السلام ای سو یرینه لخته لخته قان ایچن السلام ای سو کنارینده لب عطشان جانورن
عالم همه قطره اند و درياست حسين
دل را اگر از حسين بگيرم چه کنم فردا که کسي را به کسي کاري نيست
ديباچه ي عشق و عاشقي باز شود دل ها همه آماده ي پرواز شود با بوي محرم الحرام تو حسين ايام عزا و غصه آغاز شود ---السلام عليک يا اباعبدالله
باز محرم رسيد، ماه عزاي حسين
اشکم ز هجر روي تو خوناب شد حسين
امام حسين-ع:
امام سجاد-ع:
امام حسين-ع:
نماز ظهر عاشورا چه زيباست بميرم من، ولي مولا چه تنهاست بيا اي دل که ما هم سجده آريم به مولاي غريب ياري رسانيم بيا تا با نماز اول وقت بپيونديم به صفهاي جماعت
عباس يعني ذکر طوفاني مهدي عباس آواي غزل خواني مهدي درک محرم کرده اي داني چه گويم عباس يعني اوج مهماني مهدي "يا کاشف الکرب الحسين" بهبه چه ذکري آرامش وقت پريشاني مهدي
گویند که خلایق به دیوانه قلم نیست من گشتم و دیوانه توکلت الا الله سودا زده ی طره ی جانانه ام امشب زنجیر بیارید که دیوانه ام امشب
اي تجلاي نور در سينا يد بيضاي توست با موسي حق نوشته ست با خطي از نور روي درگاه جنّت الاعلي در بهشتم بهار عباس است صاحب الاختيار عباس است
هردم به گوشم می رسد آواى زنگ قافله ... اين قافله تا كربلا ديگر ندارد فاصله
میخانه دگر جای من بی سر و پا نیست روزی من خسته چرا کرب و بلا نیست
عشق را زینب تبانی کرده است رنگ را ارغوانی کرده است هست کیش رهبرییت کیش او صبر زانو می زند در پیش او
در کلاس عاشقی عباس غوغا می کند در دل هر عاشقی عباس مآوا می کند هر کسی خواهد رود در مکتب عشق حسین ثبت نامش را فقط عباس امضا می کند
کربلا دارالنعیم زینب است کعبه خود تحت حریم زینب است عمر زینب فخر مولا بود و بس او به زهرا المثنی بود و بس
این شاه کم سپاه که با خیل اشک وآه گاه زین جهان زده بیرون حسین توست
آن که می جوید حریم کربلا را زینب است آن که می بوید نسیم نینوا را زینب است
بخوان تا بگیرد دلم شعله شعله بخوان تا ببارم شراره شراره
ما بدین در نه در پی حشمت وجاه آمده ایم از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم
در کمند عشق زینب منزلم نام او ذکر تپشهای دلم در حریم قرب او پر می زنم یا حسین می گویم و پر می زنم
گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید گفتمش تصویری از لیلا و مجنون را بکش عکس حیدر در کنار حضرت زهرا کشید گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن در بیابان تصویری از سقا کشید گفتمش سختی و درد و آه گشته حاصلم گریه کرد و آهی کشید و زینب کبری کشید
روی سنگ مزارم بنویسید من حسین ابن علی را دوست دارم
گويند كه در روز قيامت علمدار شفاعت زهراست
در کلاس عاشقی عباس غوغا می کند تپشهای دلم ذکر حسین است بردن اسم قشنگت به همه دنیا می ارزه وقتی که میگم حسین جون به خدا دلم می لرزه مثل کربلاس دل من وادی بلاس دلم من یا حسین قسم به اسمت به تو مبتلاس دل من
هماره بر لبم بود ذکر شما
عباس ! عباس ! همه حیثیت عالم وآدم با توست
ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم
نظر یادتون نره یا علی
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 22:35  توسط رضا سخندان
|
عشق یعنی یک خمینی سادگی
عشق یعنی با علی دلدادگی عشق یعنی دست تو پر پر شده عشق یعنی یک علی رهبر شده عشق یعنی لافتی الا علی عشق یعنی رهبرم سید علی دعا برای اقا و سید حسن نصرالله یادتون نره
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 23:40  توسط رضا سخندان
|
السلام علیک یا ایتها الصدیقه الشهده عشق يعني حامي دلبر شدن
يا علي رفتم بقيع اما چه سود
از فاطمه اكتفا به نامش نكنيد
بر عالميان رحمت رحمان زهراست
اللهم صل علي فاطمه و ابيها و بعلها و بنيها و سر مستودع فيها به عدد ما احاط به علمك
بر حاشيه ي برگ شقايق بنويسيد سينه بود و ميخ بود و در و آن بوته ي ناز ** مـن کـه تـنـهـا دخــتـر پـیـغـمـبــرم **
** فاطمه (س) تنها طرفدارعلی(ع) ست **
** آنکه بـاشد مـرد ایـن سـنـگر مـنم **
** چـشـم پوشـیدم، ز جـان خـویـشتن **
** ایـن در کـاشـانـه، ایـن پهلوی من **
** من به جان زخم علی(ع) را میخرم **
** گـر برآیــد شـــعـله از کـاشــانه ام **
** گـر شـــود پـرپـر، ز جــور قـاتـلــم **
** گـر شــود در پـشت در جان بر لبم **
** بـاز مـیــگــویــم بــه آوای جــلــی **
فاطميه آمد ومحزون شدم فاطميه ناله ها دارد به دل چادر زهراي اطهر خاكي است
فاطمه يعني نياز عالمين فاطمه يعني حسن يعني حسين
اي خوش ان ديده كه دريايي كند اشك خود را وقف زهرا مي كند اشك بر زهرا حياتم مي دهد از غم دوزخ نجاتم مي دهد
به فدای چشم مست تو یا خاتم الحجج - اللهم عجل لولیک الفرج کاش مهدی به جهان چهره هویدا می کرد گره از مشکل پیچیده ما وا می کرد کاش می آمد وبهر عاشقان زهراء قبر مخفی شده فاطمه را پیدا می کرد
عشق یعنی صبر در هنگام خشم " عشق یعنی جای سیلی روی چشم عشق یعنی قلب چون آئینه ای "جای میخ در به روی سینه ای عشق یعنی انتظار منتظر" سینه ای مجروح از مسمار در عشق یعنی گریه های حیدری" ختری دنبال نعش مادری عشق یعنی طاعت جان آفرین "رد خون سینه بر روی زمین
کاش فدک این همه اسرار نداشت کاش مدینه در و دیوار نداشت درد دل محسن زهرا این بود کاش در سوخته مسمار نداشت
*** يَا فَاطِمَةَ الزَّهرَاءِ «س» ***
« هر که مهر فاطمه(س) در دل ندارد، دين ندارد .....
فاطمه(س)
«يا مولاتي يا فاطمة الزهراء اغيثيني» خـلـقـت کـائـنـات شــد، بـهـر وجــود فاطمه(س) پـيـش حـريـم حرمـتش، خيـل ملک کشيد صف رونق دين مـصطفي(ص)،هست به چشم اهل دل از پس رحلت نبي(ص)، کس نزده ست در جهان هـمـچو خـسي در آتـشش، قهـر خدا کشد همي بهررضاي مصطفي(ص)،از ره مهر روز و شب در همه طول زندگي، بعد مـحـمـّد(ص) و عـلـي(ع) هـست به دل مـرا کـجا، غـير مـحـبـت عـلـي(ع) علامه مجلسی(رحمه الله) در ذيل ترجمه اين حديث فرموده كه:
(صـديـقـه) به معنى معصومه است.
(فـاطـمـه) يعنى از بـدیـها بریده شده است.
(زكـيـّه) يعنى نـمـوّ كـنـنـده در كـمـالات و خـيـرات.
(زهـراء) يـعـنـى نــورانــى بــه نــور صُـــورى و مـعـنــوى.
(مـبـاركـه) يعنى صاحب بركت درعلم،فضل،كمالات،معجزات،اولادكرام.
(مـرضـيـه) يـعـنـى پــسـنــديــده خــدا و دوســتـان خــدا.
(راضـيـه) يـعنى راضـى بـه قـضـاى حـق تـعـالـى.
(مـحـدّثـه) يعنى مَـلَك با او سخن مى گفت.
(طـاهـره) يعنى پاكيزه ازصفات نقص.
هاتفی گفت علی خانه نشست پهلوی فاطمه از در بشکست بهر مظلومیت زهرای عزیز ای اشک دیده ام آرام بریز ........آرام بریز
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه گر دنت را می شکست آنجا اگر عباس بود
پرستوی مهاجرم چرا ز لانه می روی مسافر خسته من چرا شبانه می روی کتاب عشق من تویی چرا چنین بسته شدی مگر تو هم مثل همه ز مرتضی خسته شدی
فاطمه در چشم حیدر کیمیای عالم است شوهرش سر هوالهو مقتدای عالم است
فاطمه یعنی نبی را نور عین جلوه چشمه سان جوشش خون حسین فاطمه یعنی علی بت شکن جلوه حسن خدا داده حسن فاطمه یعنی علی موسی الرضا شمسه شمس الشموس والضحی فاطمه یعنی امیر روزگار عسگری را بهترین آموزگار فاطمه یعنی ظهور سرمدی انتظار حجت بن العسگری
شفای زخم سینه کی می یایی
نظر یادتون نره
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 12:37  توسط رضا سخندان
|
جمعه یعنی یک غزل دلواپسی "
جمعه یعنی روح سبز انتظار"
جمعه یعنی ندبه ای در هجر دوست "
گفتم که خدا مرا مرادی بفرست " طوفان زده ام راه نجاتی بفرست " فرمود که با زمزمه ی یا مهدی " نذر گل نرگس صلواتی بفرست دامن علقمه و باغ گلستان یکیست " قمر هاشمیان بین همه ناس یکیست" سیر کردم در عدد ابجد و دیدم به حساب " نام زیبای ابا صالح وعباس یکیست
روز محشر وقت پرسیدن ز من رب جلی " گفت تو غرق گناهی ؟ گفتمش بلی گفت پس آتش نمی گیرد چرا جسم و تنت؟ گفتمش چون حک نمودی روی قلبم یا علی از مسجد و میخانه تا کعبه و بت خانه " مقصود خدا عشق است باقی همه افسانه عشق یعنی اشک توبه در قنوت "
عشق یعنی چشمها هم در رکوع "
عشق یعنی سر سجود و دل سجود "
+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 18:25  توسط رضا سخندان
|
نماز است شمع شبستان دل
نماز است معراج ما خاکیان
مظهر حسن خداوند سرا پاست حسن حسن را آئینه در صورت و معناست حسن دومین رهبر اسلام پس از ختم رسل بعد مولا همه را سید و مولاست ست حسن بود مظلوم نه تنها به حیات و به ممات بلکه مظلوم ترین رهبر دنیاست حسن دل بسوزاند اگر یاد لب خشک حسین غربتش عامل سوزاندن دلهاست حسن
عشق را زینب تبانی کرده است " رنگ را ارغوانی کرده است " هست کیش رهبرییت کیش او صبر زانو می زند در پیش او
در کلاس عاشقی عباس غوغا می کند در دل هر عاشقی عباس مآوا می کند هر کسی خواهد رود در مکتب عشق حسین ثبت نامش را فقط عباس امضا می کند
صحبتی شد که خدایا باب نجاتی بفرست تلخی ذائقه را شاخه نباتی بفرست میرسد با علم سبز امامت بر دوش از چه خاموش نشستی صلواتی بفرست
ویرانه نه آن است که جمشید بنا کرد "
ویرانه دل ماست که هر جمعه بیادش "
بر قلب ما ز نور محبت صفا بده با یک نظر کدورت دل را جلا بده "شاه رئوف و ضامن آهو تویی ما را پناه محض رضای خدا بده
کربلا دارالنعیم زینب است کعبه خود تحت حریم زینب است عمر زینب فخر مولا بود و بس او به زهرا المثنی بود و بس
الا مسافر صحرا خدا کند که بیایی " امید غائب زهرا خدا کند که بیایی
عشق یعنی صبر در هنگام خشم " عشق یعنی جای سیلی روی چشم عشق یعنی قلب چون آئینه ای "جای میخ در به روی سینه ای عشق یعنی انتظار منتظر" سینه ای مجروح از مسمار در عشق یعنی گریه های حیدری" ختری دنبال نعش مادری عشق یعنی طاعت جان آفرین "رد خون سینه بر روی زمین
تو که در دستهایت ذولفقار است"
بیا آزاد کن وسعتی را "
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 18:24  توسط رضا سخندان
|
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه گر دنت را می شکست آنجا اگر عباس بود
چو گیسوی تو من در پیچ و تابم یابن الزهرا چرا یک شب نمی آیی به خوابم یابن الزهرا
یادم ز وفای اشجع الناس آید وز چشم ترم سوده الماس آید آید به جهان اگر حسین دگری هیهات برادری چو عباس آید
شبی در محفلی ذکر علی بود شنیدم عالمی فرزانه فرمود اگر دوزخ به زیر پوست داری نسوزی گر علی را دوست داری و گر مهر علی در سینه ات نیست بسوزی ور هزاران پوست داری
تمام لذت عمرم همین است "که مولایم امیر المومنین است"
آن شیر دلاور که بهر طمع نفس در خوان جهان پنچه نیالود علی بود شاهی که وصی بود ولی بود علی بود سلطان سخا و کرم و جود علی بود
تا کی در انتظار تو شب را سحر کنم شب تا سحر به یاد رخت ناله سر کنم ای غایب از نظر نظری کن به حال من تا چند سیل اشک روان از بصر کنم
ای چاره ی درخواستگان ادرکنی ای مونس و یار بی کسان ادرکنی من بی کسم و خسته و مهجور و ضعیف یا حضرت صاحب الزمان ادرکنی
ای دل بر دور از نظرم پس تو کجایی مردم به خدا از غم هجران وجدایی برحال دل زار تو خود گواهی جز عشق تو ما را نبود هیچ گناهی
اند آئینه ی دل عکس شهی می طلبم به حریم حرم دوست رهی می طلبم روز و شب ناله زنان ندبه كنان، اشك فشان از خدا ديدن رخسار مهي مي طلبم
شب هاي دراز بي عبادت، چه كنم
بيا براي فرج روز و شب دعا كنيم دل امام خويش را ز خود رضا كنيم عزيز فاطمه مهدي-ع دلش پر از خون است بيا كه بهر خدا از خدا حيا كنيم
هر روز 17 بار بر سجاده به جزر و مد مي ايستيم تا "دريا" شدن فراموشمان نشود
قطعه گمشده اي از پر پرواز کم است يازده بار شمرديم و يکي باز کم است اين همه آب که جاريست نه اقيانوس است عرق شرم زمين است که سرباز کم است
روی سنگ مزارم بنویسید من حسین ابن علی را دوست دارم محض يار مهربان، آن مونس و آرام جان اگرچه... نيستم بيگانه، هستم آشنايت يا علي از ازل دل داده بر مهر و ولايت يا علي تا جمال خويش را در كعبه حق ظاهر كند پرده گيرد از جمال دلربايت يا علي نظر یادتون نره
+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 18:23  توسط رضا سخندان
|
عشق يعني انتظار و انتظار عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني ديده بر در دوختن
عشق يعني سر به در آويختن عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
عشق يعني بنده فرمان شدن عشق يعني گم شدن در کوي دوست عشق يعني يک تبسم يک نماز عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني همچو من شيدا شدن
عشق يعني پيش محبوبت بمير عشق يعني زندگي را بندگي اَللّهُمَّ عجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَج
+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 18:22  توسط رضا سخندان
|
*** يَا فَاطِمَةَ الزَّهرَاءِ «س» ***
« هر که مهر فاطمه(س) در دل ندارد، دين ندارد .....
«يا مولاتي يا فاطمة الزهراء اغيثيني» دين و ايمان، غير حبّ فاطمه(س) امکان ندارد » ![]() ![]() ![]() علامه مجلسی(رحمه الله) در ذيل ترجمه اين حديث فرموده كه:
(صـديـقـه) به معنى معصومه است. (فـاطـمـه) يعنى از بـدیـها بریده شده است. (زكـيـّه) يعنى نـمـوّ كـنـنـده در كـمـالات و خـيـرات. (زهـراء) يـعـنـى نــورانــى بــه نــور صُـــورى و مـعـنــوى. (مـبـاركـه) يعنى صاحب بركت درعلم،فضل،كمالات،معجزات،اولادكرام. (مـرضـيـه) يـعـنـى پــسـنــديــده خــدا و دوســتـان خــدا. (راضـيـه) يـعنى راضـى بـه قـضـاى حـق تـعـالـى. (مـحـدّثـه) يعنى مَـلَك با او سخن مى گفت. (طـاهـره) يعنى پاكيزه ازصفات نقص. **اللّهم عجّل لوليک الفرج**
عزیزان من نظر یادتون نره
+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 18:21  توسط رضا سخندان
|
برای سلامتی آقا صاحب الزمان
صلوات بفرست
+ نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:21  توسط رضا سخندان
|
|
|